برای دریافت مطالب سایت به صورت ایمیلی، کافی است یک ایمیل خالی به آدرس 30mail@sabznameh.com ارسال نمایید.

powered by

Mon, 09/06/2010 - 18:41
بهنام قلی پور (گردآورنده): جنتی ۳ - ۰ عزرائیل ● جنتی مرگ نداره لامصـــــــــب ● میگن جنتی نمرده، داره پیله میبنده دور خودش پروانه بشه! ● رفته تو کما، در روش قفل شده، نمی‌تونه بیاد بیرون ● عزراییل داره برای روحش می‌خونه: بیا بیا بیرون بیا، از تو بدن بیرون بیا... ● عزرائیل پس از ناکامی: شرمنده بچه‌ها، من سعی خودم را کردم ● بالاخره جنتی خندید، جنتی به شایعه مرگ خودش خندید! ● جناب عزراییل با یک حمله غافلگیر کننده به وسیله احمد جنتی و احمد خاتمی مجروح شد ● عکس یادگاری جنتی با آدم و حوا ● خبر بد؛ عزراییل شکست خورد ● خودکشی عزرائیل از دست جنتی ● درخواست ارسال نیروهای کمکی برای عزرائیل ● تکذیب خبر فوت جنتی ...خدا هم جنتی را پس زد ● سلام جنتی هستم از اعماق تاریخ؛ آیت‌الله جنتی ۱۰۰هزار سال پیش از میلاد ● پارک ژوراسیک خالی از سکنه شد
Sun, 09/05/2010 - 11:57
فری نت: این یکی از قویترین نرم افزارهای ساخته شده برای عبور از محدودیتهای اینترنت است که دارای انواع اکانت تجاری میباشد . اما برای ایران استفاده از سرعت ۵۱۲ نامحدود ان رایگان است! برای اموزش نصب و بکار گیری این نرم افزار مطلب را دنبال کنید. ابتدا وارد این لینک ثبت نام شوید و ان را پر کنید (در صورتی که برای ورد به سایتش مشگل دارید نظرات را ببینید). zipcode را یک عدد پنج رقمی بدهید کشور را حتما iran انتخاب کنید و حتما ایمیل واقعی بدهید. ...
Fri, 09/03/2010 - 13:24
مجید محمدی: محدود کردن مخاطبان از اعلام زمان راه اندازی شبکه آغاز می شود: "تلويزيون ماهواره ای رسا در نخستين دهه ماه مبارک رمضان به ياری خدا مهمان سفره افطار هموطنان خواهد بود." برای گردانندگان اين رسانه روشن است که حتی با فرض مسلمان بودن اکثريت مردم ايران، بخش قابل توجهی از اين مردم باورمند و مکتبی نيستند يا احکام را رعايت نمی کنند. رسانه‌ای که می خواهد با پيامبری کردن ميهمان سفره‌ی افطار باشد طبعا بسياری از مخاطبان خود را در ابتدا از دست می دهد. تکته‌ی بعدی، ترس از خداست. اين رسانه در مقام پاسخگويی به خداست و نه مردم. کسانی که در جمهوری اسلامی فقط از خدا می ترسند و به وی پاسخگو هستند يکی از تيره ترين روزگاران را برای مردم رقم زده‌اند. حکومتی که تنها مکلف به انجام تکليف الهی است از کشته شدن ده هزار نفر در يک عمليات، کشتن هزاران نفر در زندان، سرکوب ميليون‌ها نفر در خيابان، سنگسار و قطع دست و پا و اعدام، و به اسارت گرفتن يک ملت در خدمت منافع يک گروه کوچک ابايی نداشته است. اسلام رحمانی و اخلاق نه با ترس از خدا بلکه با پاسخگويی به مردم محقق می شود که در اصول کلی و خط مشی‌های دهگانه‌ی رسا مورد غفلت واقع شده است.
Thu, 09/02/2010 - 02:32
سمیه توحیدلو: آنچه در روزهای اخیر در فضای وبلاگستان اتفاق افتاده رکود وبلاگ نویسی تحلیلی نیست. مشکل خوانده نشدن تحلیلی نویس ها نیست. آنچه اتفاق افتاده پیدایش یک ذائقه جدید است که اضافه شده است به ذائقه های پیشین. من برخلاف بسیاری از کسانیکه این روزها نگران فضای وبلاگستان هستند این اتفاق را خجسته می دانم. اینکه عده ای به بهانه های مختلف گرایش به خواندن پیدا می کنند، اتفاق خوبی است. اینکه ذائقه شان هویت جدیدی را به وبلاگستان افزوده است، اتفاق میمون و مبارکی است. شاید آنچه که امروز نگرانی ایجاد می کند آینده ای است که فاصله خوانندگان سنتی با خوانندگان جدید به لحاظ تعداد فزونی می گیرد. شاید نگرانی از ندیده شدنهای آن زمان ِ آینده است. همانطور که دیروز از فردایی اینچنین بی خبر بودیم، نمی شود آینده را اینچنین خطی تصویر کنیم. معادلات فضای سیاسی و اجتماعی در کشور متغیری است که حتی به مانند شبکه های اجتماعی تاثیرات فزاینده بر روی خواننده ها خواهد گذاشت. پس از ترس آینده ای که نمی دانیم چیست فاتحه وبلاگستان را امروز نخوانیم و مجلس ترحیم ِ تحلیل و تعمیق را در این فضا نگیریم.
Tue, 08/31/2010 - 20:12
سمیه توحیدلو: این روزها وبلاگ نویس ها بخاطر یک پست یا بخاطر چند خط و حتی بخاطر یک کلمه قضاوت می شوند. چه این قضاوت به شکل واقعی و در محضر یک قاضی باشد یا ف ی ل تر شدن بخاطر استفاده از کلمات باشد. این روزها معنای کلیت انگار از یاد رفته باشد. وبلاگ قرار بود تصویر تمام نمای یک نویسنده باشد، اما چیزی که مغفول ماند تمامیت بود و نویسنده و حس و حالش. این حس و حال شاید جهانی نباشد، اما آنهایی که اینجا نشسته اند و می نویسند می دانند که چه می گویم. خیلی هم ربطی ندارد که راست باشی یا چپ. سرخ باشی یا سبز یا سفید. هرچه باشی می فهمی قضاوت های جزئی را. می فهمی که وبلاگی که دفتر شخصی توست به همان شکل دیده نمی شود. کافیست یک متن یا یک نوشته خارج از قاعده دوستانت تصور شد. همان است علم کوبیدن و ایراد تراشی بر تو. خلاصه اینکه قرار بود وبلاگ مامن باشد نه امنیت بر باد ده. قرار بود وبلاگ ظرفیت تحملمان را بالا ببرد برای نزدیک شدن به دنیای درونی دیگران، نه اینکه بی تحملی مان دنیای درونی دیگران را آشفته سازد.
Fri, 08/27/2010 - 03:41
حجت قندی: دیروز با دوستی که دستی در کسب و کار در ایران دارد صحبت می کردم که جمله ای گفت که واقعا دردآور است. می گفت مسئله این نیست که برای انجام کارت باید رشوه بدهی یا نه. مسئله این است که آنکه رشوه می گیرد آیا کارت را هم انجام می دهد یا نه. مسئله پیدا کردن فردی است که رشوه بگیرد و کارت را هم انجام بدهد. برای حل این مشکل چه باید کرد؟ پیشنهاد من این است که دولت در هر اداره ای یک پست رسمی رشوه گیر بگذارد. هر کسی که دوست دارند بگذارند، اما فرد فردی باشد که کار مردم را هم راه بیاندازد. باور کنید که اقتصاد رشد سریعتری خواهد داشت و کار ایجاد خواهد شد. گرفتاری ها هم کم می شود.
Wed, 08/25/2010 - 11:24
عباس عبدی: وقتی که امسال هم طرح از اذان تا اذان مطرح شد، برخی از آقایان علما نسبت به آن معترض شدند، و یکی از آنان صریحاً اعلام کرد که چنین طرحی موجب خلوت شدن مساجد در ماه رمضان می‌شود. چرا مساجد خلوت شده است؟ اولین علت آن از میان رفتن استقلال مساجد در برابر سیاست است. چند شب پیش یکی از روحانیون را دیدم که گفت مرا از مسجدی که خودم هم ساختم بیرون کردند و فرد دیگری را در آن‌جا قرار دادند. خب! کسانی که چنین می‌کنند، تصور کرده‌اند مسجد، سنگ و آجر و آهن است و هر جا ساختمانی را مسجد نام نهادند، مردم به آن‌جا سرازیر می‌شوند. در حالی که اصل اساسی مساجد، امام جماعت و مردم مومن است که حاضر نیستند استقلال خود را از دست بدهند و هنگامی که استقلال این نهاد از میان رفت، باید فاتحه‌ی حضور در آن را خواند. مسأله فقط به تعداد اندک افراد مسجدرو ختم نمی شود، بلکه مهم‌تر از آن کیفیت و میزان مشارکت آنان است که اگر این مورد بررسی شود، وضعیت خیلی بدتر از آن خواهد بود که در ظاهر دیده می‌شود. علت دوم این است که مهم‌ترین کالایی که در مساجد باید عرضه شود، یعنی اخلاق و معنویت دچار مشکل شده است.
Mon, 08/23/2010 - 03:07
محمد رهبر: ستاد مركزي احمدي نژاد يك ساختمان چند طبقه در كارگر جنوبي بود، بيشتر به هياتي مذهبي شباهت داشت و از همان دم در چهره هايي ايستاده بودند كه سالها بود در تجمعات دانشجويي ديده بوديمشان . نه به عنوان دانشجو، همانهايي بودند كه يكباره حيدر حيدر مي گفتند و با مشت و لگد و چوب و چماق مي زدند به دل جمعيت . صداي نو حه سعيد حداديان هم كل ساختمان را برداشته بود و من به دوستان گفتم كه بخت با ما يار است كه اين بابا ریيس جمهور نمي شود وگرنه كل مملكت هيات خواهد شد. احمدي نژاد سر رسيد و گفتند كه گروهي آمده اند از شرق به قصد مصاحبه، گفتند نماز بخواند و بعد ، از شيراز آمده بود و يكساعت بعد عازم مشهد بود. سفرهايي ديوانه وار كه كمتر كسي معنايش را آن روز مي دانست. رفت و آمد و روبرويمان ايستاد .گفتيم همه نامزدها مصاحبه كرده اند و مانده است شما، گفت:" من با شرق مصاحبه نمي كنم ، اصلا از اين روزنامه خوشم نمي آيد ، شما مگر قائل به دموكراسي نيستيد، به جاي عكس من گل چاپ كنيد." گفتيم آقاي احمدي نژاد شما كه بنابر آمار نفر آخر انتخابات هستيد، گفت :"واقعا اين طور فكر مي كنيد " پوزخندي زد و رفت. در اتاق سردبير نشسته بوديم و سر ها در گريبان و ساعت دو نصف شب بود، احمدي نژاد ريیس جمهور شده بود و هاشمي هم شكايتش را از تقلب به خدا ارجاع داد و اين يعني تمام ، شرق در سومين سالش بود و از همان سال اول اصلاحات و رياست جمهوري خاتمي اين بار اولي بود كه يك روزنامه اصلاح طلب طول عمري 3ساله يافت
Sat, 08/21/2010 - 03:47
اکبر گنجی: احمد زیدآبادی مبارزی شجاع با روحی لطیف است. لیبرال است و آنان همیشه دچار این خطا بودند و هستندکه لیبرال اهل ایستادن و حبس کشیدن نیست. او با ایستادن خود، بطلان تصور آنان را نشان داد. سخت گیری های ناجوانمردانه ی یک سال گذشته، کینه ی عمیق سلطان نسبت به او را عیان می سازد. گفته است که انفرادی این بازداشت، با انفرادی همه ی بازداشت های گذشته متفاوت بوده است. او را تا سر حد خودکشی پیش بردند. این همان اسلامی است که آیت الله خمینی می خواست و آن را پیاده کرد. در سخنان و نوشته های احمد، هیچ گاه تأییدی از آیت الله خمینی به دست نخواهیم آورد. دینداری عمیقاً مومن است که با عبادت روح خود را صیقل می دهد. اهل تظاهر نیست، اما اهل عبادت است. سلول انفرادی را از طریق گفت و گوی با حضرت دوست از تنهایی در می آورد. قنوت های طولانی داشت. رمضان را بسیار دوست داشت و دارد. وقتی با او از "قرآن محمدی" حرف می زدم، آن سخنان را باطل می دانست و با لهجه ی شیرین کرمانی میگفت: "گنده، این چه حرف هایی است که می زنی". به شدت شیفته ی پیامبر گرامی اسلام است و از رفتارهای شخصی آن بزرگوار، تبیینی انسانی ارائه می کرد. همیشه یار و همدم فقرا بود و هست. همیشه با فقر دست و پنجه نرم کرده است. وقتی سه ماه در سلول انفرادی 240 بود، حاج علی میگفت: "دوست بی غیرت تو فقط می رقصد". سخن او را باور نکردم، تا بعدها که دربند عمومی یکدیگر را دیدیم، مدعای او را تایید کرد. پرسیدم: مگر رقص هم بلدهستی؟ گفت:خیلی خوب. گفتم: کجا می رقصی؟ گفت در جشن های خانوادگی. در سلول انفرادی هم خوب می رقصید.
Wed, 08/18/2010 - 01:47
ترمه ماندگار: این‌ها و آن‌ها حدیث همه رفته‌ها و مانده‌ها است و کمی آن سوتر قصه فردای همین کلمات که بیرون می‌ریزند و به چشم می‌آیند. کلماتی که روزی به دل می‌نشست، اما امروز رسوا می‌شوند به هزاران ترفند. مطبوعاتی‌ها از نوع مستقل یکی‌یکی می‌روند. یا از مرز یا از پشت میز. به اختیار یا جبری. که اختیارش هم اجباری و از سر ناچاری است. نبودشان شاید خوش‌خوشان باشد برای این‌ها؛ اما وای بر آن روز که این لحظه‌های کوتاه برود. آن‌ها که نباشند، فقط یک چشم می‌بیند. تکثر معنا ندارد دیگر. تاریخ و وقایع از یک چشم نوشته می‌شود. تاریخ یک چشمی که دیگر خواندن ندارد. یا قلب شده یا حذف. یکی هر سال میلیاردی برای توپ و تفنگش پول گرفته و آخر رای ممتنع داده در شورا؛ هیچ کس صدایش در نمی‌آید که نکند ترکی بردارد آن نازک دل. از جیب ملت رفته؛ اما این‌ها از آن روی که همه یک دست هستند و نفسشان به جیب دیگری است، سکوت را واجب‌تر می‌دانند. که اگر جز این کنند، بند می‌آوردند نفسشان را. وقتی قرار است فقط این‌ها ببینند، دیگر چه فرق دارد فارس ببیند یا کیهان؟ ایلنا و ایسنا هم اگر با چشم آنها نبینند، دست بر روی چشم می‌گذارند تا بهتر نبینند.



کلیه حقوق متعلق به سایت سی میل است

CopyRight 2010